پرده اول:
كي شعر تر انگيزد خاطر كه حزين باشد يك نكته دراين معني گفتيم وهمين باشد
غمناك نبايد بود از طعن حسود اي دل شايد كه چو وابيني خير تو در اين باشد
جام مي و خون دل هر يك به كسي دادند در دايره قسمت اوضاع چنين باشد
در كار گلاب وگل حكم ازلي اين بود كاين شاهد بازاري وان پرده نشين باشد
آن نيست كه حافظ را رندي بشد از خاطر كاين سابقه پيشين تا روز پسين باشد
پرده دوم:
غم دل با تو گفتنمم هوس است قصه دل شنفتنم هوس است
طمع خام بين وقصه فاش از رفيبان نهفتنم هوس است
پرده سوم:
اي دل غلاش مكن، فتنه و پرخاش مكن شهره مكن، فاش مكن بر سر بازار مرا