تبليغاتX
« صعب روزی، بوالعجب کاری،پریشان عالمی»

شعري براي محبوبه

ب زرگ شده ايم محبوبه

بزرگي بي اعتباري است،

جبرروزگار است ؛ بي افتخار!

كوله بار دلتنگي مان است كه پر مي شود و باز هم جادار

مي خندي؟! لبخند تلخمان كه خاموش نمي كند اين شمع هاي رو به فزوني را

خاموش شويم يا شعله كشيم

چه فرق مي كند.

 

 اگر ديروز را تحملمان توانست، امروز را هم،

فردا را چه كنيم كه مي آيد!

حالا اضافه كن چند و چند خاطره ي ديگر را

(اتوبوس 66، قرار ساعت 7، ايستگاه و چند بليط ،فآيت كلاب، گنگنز اف نيويورگ، بيگ ُبرادِر،شلمان، آزمايشگاه طبقه سوم،118، زمزمه ي چند شعر...)

 

دنيا را نشانه داركرده ايم

 نشانه ها دلتنگمان،

وعاقبت

 نشانه مي شويم

شايد گوشه اي از گاهنامه ي چند تقويم

 

حالم خوب است، باور كن!

باران هم نمي بارد،

دلم هم كه نمي لرزد،

 غروب هم كه نيست،

جاده هم كه از مسافر خاليست

كسي هم نمي خواند،

كسي هم نمي گريد

پس نگو بهانه مي گيري و دلتنگي

 

شرم مي كند دلتنگي از ما !

شرم مي كند!!

شرم!!!

فقط بهار است؛همين!

و تولد تو

بي خيال، اصلاً بي خيال،

خبري كه نيست،

پشت سرم آب بريزيد

مادر مي گويد: كوتاه مي كند سفر را !

مي آيم اگر باشيد و دلتنگ

مي آيم و آن روزتولد ما خواهد بود

 من

تو

و راضيه كه آشتي مان دهد،- اين همه منطق ناجمع شدني را-

 

منم آنكه مي روم و به گمانم آنكه ميرفت نامرد بود وآنكه مي ماند بايد خاطره مي رُفت از در و ديوار شهر پر خاطره

گناهم را مي بخشيد، باور كنيد كه كوله بارم فقط خاطره است

و عجيب سنگين با يادگارهايي كه تمامي ندارند.

نامرديست!

روزگار را مي گويم

 

 

محبوبه!

 بهاربا تولد عجين؛

همه با تو شريك اند، مي شنوي ،سكوت و تنهايي هم لبريزاز ترنم  است

امان از زمستان

 فكرش هم غمناك است زمستان و تنهايي وغربت  ...

 

و ساعتي كه زمان دل من است

و امان از اين خاطره ها

نشانه ها

نشانه ها...

 

 

 

 

+ نوشته شده در Thu 19 Apr 2007ساعت توسط سمیه سرورزاده |

1.

تو به بهار مانند کرده ای یا بهار تو را

 

برف و آفتاب و باران

رنگ به رنگ کمان

در هم آمیخته لبخند و قهر

نمی گویی که منِِ کویر نشین،

مصاحب باد و شورش کورۀ داغ آسمانم

 

حواست باشد،

نه! حواسم باشد

این همه اعجاز به کفرم نکشاند؛

لبخند و قهر

برف و باران و آفتاب

رنگ به رنگ کمان

 

2.

پیشانی دشت مگر بوسه گاه تو بوده است

که چنین به شقایق

شرمگین شده است.

 

3.

دل می سپرم به شب بو های سپید و سوسنی

آسمان هم چراغانی است

رویای تو هم که بیاید

...

خدا مهربان است، کامروایی ما هم نزدیک!

 

4.

بهار است عزیز!

فراموش نمی توانی،

            اگر اندک حافظه ات باشد

چهار فصل را نشانه دار کرده ایم.

 

 

5.

فاصله ی ما اندک نیست عزیز

از وقتی رفتی به دورهای دور

همه جا را پر کرده تصویر های تو

                                                                 فروردین 86

 

 

 

+ نوشته شده در Sun 8 Apr 2007ساعت توسط سمیه سرورزاده |

نو بهار است در آن کوش که خوشدل باشی
+ نوشته شده در Fri 23 Mar 2007ساعت توسط سمیه سرورزاده