- مادر گفت: چه خبر شده، تیر هوایی شلیک می کنند.
من خیره شدم به آسمون که بی ابر بود.
- می شنوی؟
آره. به آسمون نگاه کردم که ابری بود و هر از گاهی می بارید. رعد و برق بود.
- طیاره جنگیه. زنگ بزن داداشی زود بیاد خونه.
فاصله مرا جسور کرده است
برای خانه تکانی ناگفته ها
اما افسوس
همه چیز در ماضی صرف می شود
آن هم بعید!